حسين علوى مهر
140
روشها و گرايشهاى تفسيرى ( فارسى )
و كل واحد ضد لسايرها لاستحالة اجتماع اثنين منها فى محل واحد ، كما كان الحرّ و البرد ضدّين لاستحالة اجتماعهما فى محل واحد ؟ قالوا : نعم . قال : فهل لا اثبتّم بعدد كل لون صانعا قديما ليكون فاعل كل الضّد من هذه الالوان غير فاعل ضد الآخر ؟ قال : فسكتوا . « 1 » حضرت براى ردّ و بطلان ديدگاه ثنويت ( دو خدايى ، خداى خير و خداى شرّ ) فرمود : رنگهاى مختلف مانند سفيدى ، سياهى ، قرمز و . . . و نظير سرما و گرما همهء آنها ضد يكديگرند - و اجتماع ضدين هم محال است - و در محل واحد جمع نمىشوند . پس چرا دربارهء رنگها نمىگوييد كه هر يك صانع و خدايى قديم دارند ؟ گفتند : آرى ! حرف شما صحيح است ، حضرت فرمود : پس خير و شر نيز چنين است . با پذيرش محال بودن اجتماع ضدين در محل واحد ، لازمهء آن اين نيست كه فاعل آن نيز جداى از هم باشند تا هر ضدى يك خدا داشته باشد و در نتيجه معتقد به ثنويت شويم . ب . در تفسير آيهء كَلَّا إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ « 2 » امام رضا عليه السّلام مىفرمايد : « انّ اللّه لا يوصف به مكان يحلّ فيه فيحجب عنه فيه عباده و لكنه عزّ و جلّ يعنى انّهم عن ثواب ربّهم محجوبون » . « 3 » اين كه خداوند مىفرمايد : كفار از پروردگارشان پوشيده شدهاند . منظور پوشش مكانى نيست كه خداوند در مكانى است و پردهاى بين او و كفار خواهد بود ، زيرا خداوند مكان ندارد ، بلكه منظور اين است كه آنها از ثواب پروردگارشان محرومند . امام عليه السّلام نظير اين مطلب در تفسير آيهء « جاء ربّك » نيز ، چنين بيان مىفرمايد : « انّ اللّه لا يوصف بالمجىّ و الذهاب تعالى عن الانتقال » . « 4 » منظور از « جاء ربّك » آمدن پروردگار نيست ، زيرا خداوند به رفتن و آمدنى كه به معناى انتقال است قابل وصف نيست .
--> ( 1 ) نور الثقلين ، ج 1 / 698 . ( 2 ) مطففين / 15 . ( 3 ) شيخ صدوق ، معانى الاخبار / 13 . ( 4 ) همان .